خوبید؟خوشید؟سلامتید؟
واییییییییییی دعوا نکنین خودم میدونم به خیلی از دوستام مدتیه سر نزدم
شرمندم
.
ولی دیگه با وبلاگ نویسی و از این حرفا حال نمیکنم برا همین میخوام از مدیریت این وب استعفا بدم![]()
مهسا رو نمیدونم ولی من که دیگه مدیر این وب نیستم.
از همه دوستای گلم که لطف کردن و تو این مدت منو با نظراشون خوشحال کردن هم تشکر میکنم![]()
خب دیگه نیومده رفتیم...![]()
![]()

شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعدوصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون زتو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره دیگر نیست
شبها چو در کناره نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش آید
فریادهای حسرت من گویی
از موجهای خسته به گوش می آید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج آشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه ی خود بنگر
تا روح بیقرار مرا بینی
من با لبان سرد نسیم صبح
سر میکنم ترانه برای تو
من آن ستاره ام که درخشانم
هر شب در آسمان سرای تو
غم نیست گر کشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحرا ها
من آن کبوترم که به تنهایی
پر میکشم به پهنه ی دریا ها
شادم که همچو شاخه خشکی باز
در شعله های قهر تو می سوزم
گویی هنوز آن تن تبدارم
کز آفتاب شهر تو می سوزم
در دل چگونه یاد می میرد
یاد عشق تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیز است
کو را هزار جلوه رنگین است
اما من آن شکوفه اندوهم
کز شاخه های یاد تو می رویم
شبها تو را به گوشه تنهایی
در یاد آشنای تو می جویم
سلام به همگی.خیلی وقت بود اپ نکرده بودم ولی چون قول دادم بازم میام امروز فرصت رو غنیمت شمردم و یه پست جدید گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد![]()
این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است...

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

آفتاب نگاهت
روشنای کهکشان تنهایی من است
شک ،
در من پایان می گیرد
آنگاه که لبخند می زنی به رویم
امید،
در من جان می دمد
آنگاه که
گوشی صبورمی شوی
برای گفته ها و ناگفته هایم
همپای دردها و
دریغ هایم می شوی
تا مباد از خود واپس بمانم
همتای من اگر تو
تا ابد
چله نشین شادی های
بی پایان خواهم بود
با تو
به هر چه آفتاب اقتدا می کنم
این همه نجابت
دریغ است که
در حصار حسادت من اسیر بماند
تابنده باش
آنچنانکه که بوده و هستی
نه برای من
برای همه کسانی که
برای رسیدن به امیدهاشان
به آفتابی چون تو نیاز دارند ؛
صادق و صمیمی و پاک
من و سارا داریم می ریم مشهد. ۴ روز نیستیم.ولی وقتی برگشتیم حتما نظرها رو می خونیم(پس نظر
یادتون نره
).قبل از رفتن تصمیم گرفتم یه پست زیبا براتون بذارم.![]()
حتما برای همتون دعا میکنیم
.دلمون براتون تنگ میشه![]()
فعلا بای![]()
***********************************************
اين را بدان که من دوستت دارم و دوستت ندارم
چرا که زندگانی را دو چهره است،
کلام، بالی ست از سکوت،
و آتش را نيمه ای ست از سرما.
دوستت دارم برای آنکه دوست داشتنت را آغاز کنم،
تا بی کرانگی را از سر گيرم،
و هرگز از دوست داشتنت باز نايستم:
چنين است که من هنوز دوستت نمی دارم.
دوستت دارم و دوستت ندارم آن چنان که گويي
کليدهای نيک بختی و سرنوشتی نامعلوم،
در دست های من باشد.
برای آنکه دوستت بدارم، عشقم را دو زندگاني هست،
چنين است که دوستت دارم در آن دم که دوستت ندارم
و دوستت ندارم به آن هنگام که دوستت دارم.
پابلو نرودا

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید
و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور تو را هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده ام
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!
و چشمانت از آتش است
و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد
و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم
توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند
بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند
دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟
تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود
داد بزنم به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟
با اينکه دلم داد مي کشيد
به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...
ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:
به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست...
بازم سلام...
اومدم.بعد از یه چند هفته!![]()
خب امیدوارم که مهسا تو این چند روزه که وبلاگو دادم بهش از پسش خوب بر اومده باشه که فکر کنم
همین طور هم باشه چون چند تا اپ خوشگل کرده بود.منم ازش تشکر میکنم و همینطور از شما
دوستای گلم که اومدین و نظر دادین.![]()
![]()
![]()
خب خب این دفعه این پستی رو که براتون میذارم با همه فرق میکنه چون سعی کردم یکم از حال و
هوای عاشقی بیام بیرونو یه پست خنده دار گذاشتم.بعدم یه چند تا عکس هست که برای دیدنشون
باید برید تو ادامه مطلب و بعد جواب سوالمو تو نظراتون برام بدین.خوشحال میشم اگر بشنوم![]()
.
حالا یه چند روزی هستم و میام نظراتتون رو میخونم.تا بعد![]()
![]()
( شباهت دختر خانوم ها و اقا پسرهای ایرانی)
۱-هر دو فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه.
۲- به دوتاشون اگه رو بدی سوارت میشن.
۳-هر دوشون می تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند .
۴-هر دو با والدینشون دوا و درگیری دارن.
۵-دوتاشون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستن اما در باتن دلشون واسه هم غش و ضعف میره.
۶- دوتاشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند.
۷- وقتی با یه پسر یا دختر ایرونی قرار میزاری باید 2 ساعت دیرتر به محل قرار بری تا علف زیره پات جوانه نزنه .
۸-دوتاشون تا سن 20 سالگی 3 بار عاشق میشن و در عشق شکست می خورند از20 به بعد هم تو رویا سیر می کنن و تو40 سالگی از رویا بیرون می آیند می بینند اطرافشون 5-6 تا بچه وبدبختی و بی پولی و ..... هستش واسه همین این دفعه میرن تو کما و سکته می زنند.
تو عاشق چی یا کی هستی؟
(پیشنهاد میکنم حتما این عکس ها رو ببینید و جمله های کوتاه آن را بخوانید!!)
دیدنش ضرر نداره . روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب

تو را نگاه می کنم.
خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند!
بیدار شو
با قلب و سر رنگین خود
بد شگونی شب را بگیر.
تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود
زورق ها در آب های کم عمقند...
خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است!
جهان این گونه آغاز می شود:
موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند
تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی
وخواب را فرا می خوانی. بیدار شو تا از پی ات روان شوم
تنم بی تاب تعقیب توست!
می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم
از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب
می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم!
پیش از تو آبی آرام اجازه جاری شدن را نداشت
شقایق عاشق بود و اجازه دوست داشتن را نداشت
آسمان غمگین بود و چاره ای جز گریستن نداشت
پیش از تو قلبها بی ستاره بود و تنها....
غروب بی افق بود و سپیده دم بی نور....
فاصله ها مبهم بود و رویاها حقیقتی تلخ...
عشق احساسی غریب بود و ابدیت بی مفهوم و پوچ.
پیش از تو چشمها در حسرت یک نگاه عاشقانه بود و
چراغ ساحل آسودگی ها در بی کرانی دریا ناپدید می شد.
پیش از تو نیازمند چیزی بودم که باورش کنم و تو آمدی و
اکنون به برکت وجود توست که معنای واقعی عشق را درک کرده ام
پس بودنت در کنارم را همیشه می ستایم




